از اولین نوشتهام حدودا ۵ سال میگذره!۵ سال قبلا برام چیز دوری نبود؛
ولی الان وقتی بهش فکر میکنم زمان زیادی به نظر میآد.نشستم تموم نوشته هام رو دوباره خوندم؛حتی تمامی نظرات رو...آدمای زیادی رو قبلا میشناختم که الان نمیدونم هنوزم هستن یا نه؟!اصلا من رو یادشونه؟! هنوزم مینویسن؟و با وجود اینکه یه دلقک ماهیم که به شدت خجالتیه اجتماعیم،ولی همیشه دوست داشتم یه روز حضورا تک تکشون رو ببینم.دلم برای همه و همه چیز و همهی اتفاقات تنگ شده...حتی دلم برای خودِ چند سال پیشمم تنگ شده!
برچسب:
نویسنده: کوروش کمالی

فکر نکنم کسی مونده باشه که بخوام اینجا ازش خداحافظی کنم. همهی بچهها پاک کردن وبلاگ هاشون رو و رفتن.
تا چند دقیقه پیش فکر میکردم اینجا بتونم راحت افکارمو خالی کنم ولی بیشتر که فکر کردم دیدم حرفایی که قرار نیست شنیده یا خونده بشن هیچ کمکی بهم نمیکنه.
خداحافظی که طولانی بشه هم کم ارزش میشه. پس علارغم تموم حرفایی که پشت بغض الانم هست... خدانگهدار :((
برچسب:
نویسنده: کوروش کمالی